انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

شنبه ، ۳۰ دی ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

« مقوله ی کار، با چند مقوله ی مهم دیگر در رابطه ای تنگاتنگ قرار می گیرد. اولین موضوع “انسان” است. دوم “طبیعت” است. به این دلیل که انسان ناچار است منابع طبیعی و منابع حیاتی را بشناسند تا بتوانند با آن ها کار کند. و بالاخره مقوله ی سوم “ابزار” است. انسانی که می خواهد با منابع طبیعی کار کند، احتیاج به وسایلی دارد و از طرفی این وسایل یا ابزار را بایستی با آگاهی تولید کند. این سه عنصر: ( انسان، طبیعت و ابزار ) که بر آگاهی آدمی استوار هستند، شرایط مادی یا هستی اجتماعی زندگی بشر را می سازند. این مجموعه  در اصطلاح شناسی مارکس زیر عنوان “نیروهای تولیدی” نام می گیرد. با تاثیرات متقابلی که عناصر نیروهای تولیدی بر یکدیگر می گذارند، در مجموع، فعالیت های واحدی را تشکیل می دهند که منجر به شکل گیری “زیر ساخت” می شود. زیرساخت، که بر آگاهی آدمی استوار است، عبارت است از شکل ساختی نیروهای تولیدی که به نوبه ی خود تعیین کننده ی شرایط زندگی و شاخص های روساختی هستند. بنا براین باور، می توان زیر ساخت یا نیروهای تولیدی را حرکت دهنده و جوهر محرکه ی تارخ دانست.» ( تنهایی،۱۳۸۹ :۱۳۵)

 

« وقتی کارگر جهت انجام کار به کارخانه رفت، باید بداند که با چه کسی یا کسانی سروکار دارد؟ در طول روز چه زمانی کار شروع و چه زمانی به پایان می رسد؟ چه چیز باید تولید کند؟ این ها قوانین و آیین ها و رسومی است که آن ها را “روابط تولیدی” می نامیم . پس روابط تولید عبارت از

صفحۀ 2 از 212