انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

دوشنبه ، ۲۹ آبان ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

In what relation do the Communists stand to the proletarians as a whole?

“The Communists do not form a separate party opposed to other working-class parties.
They have no interests separate and apart from those of the proletariat as a whole.
They do not set up any sectarian principles of their own, by which to shape and mould the proletarian movement.

The Communists are distinguished from the other working-class parties is only: (1) In the national struggles of the proletarians of the different countries, they point out and bring to the front the common interests of entire proletariat, independently of nationality. (2) In the various stages of development which the struggle of the working class against the bourgeoisie has to pass through, they always and everywhere represent the interests of the movement as a whole. The Communists, therefore, are on the one hand, practically,the most advanced and resolute section of the workingclass parties of every country, that section which pushes forward all others; on the other hand, theoretically, they have over the great mass of the proletariat the advantage of clearly understanding the line of march, the conditions, and the ultimate general results of the proletarian movement.

The immediate aim of the Communist is the same as that of all the other proletarian parties: formation of the proletariat into a class, overthrow of the bourgeois supremacy, conquest of political power by the proletariat” (Marx & Engels:1970,22-23).

Marx, K., & Engels, F (1970) Manifesto of the Communist Party, translated by Samuel Moore

ترجمه ی فارسی متن فوق در ادامه ی مطلب

پایان جنگ سرد، با حذف پوشش رقابت ابرقدرت ها از دیگر شقاق عمده در سیستم بین الملل، تضاد شمال و جنوب را در طول دو دهۀ گذشته خیلی بیشتر آشکار ساخته است. فرایند جهانی شدن که اقتصاد باز و آسیب پذیر جنوب را بازداشته و جریان بدون مانع کالاهای شمالی و نفوذ بی بند و بار سرمایه شمالی را به بازارهای تا حد زیادی غیرقابل تنظیم آن ها تسهیل کرده است، بیشتر به برتری اقتصاد شمال نسبت به اقتصاد جنوب افزوده است (هرست[۱] و تامپسون[۲] ۱۹۹۹؛ هوگولت[۳] ۲۰۰۱؛ استیگلیتز[۴]۲۰۰۲). استقرار بسیار وسیع سلاح های متعارف دوربرد، دقیق و پیشرفته توسط قدرت های شمالی، به ویژه ایالات متحده، آن ها را از نظر نظامی برای عمل متقابل در برابر کشورهای جنوبی که تلاش می کنند در مقابل سلطۀ سیاسی و نظامی شمال مقاومت کنند، ایمن ساخته است. آخرین انقلاب در امور نظامی (RMA) بر اساس «دقت چشمگیر در دقت و برد تسلیحات، حدت شناسایی و نظارت، سهولت فریب و سرکوب دفاعی دشمن، و اثربخشی فرماندهی و کنترل» (ارمه[۵]، ۱۹۹۷: ۱۴۵) انجام شده است. در نتیجه، این منجر به افزایش فوق العادۀ برتری نظامی خیره کنندۀ شمال در مقابل جنوب شده است (کوهن[۶]، ۱۹۹۶: ۵۴-۳۷).

«همهٔ ساختارهای سیاسی از زور استفاده می کنند، اما از جهت دامنه و نحوهٔ توسل به زور یا تهدید به استفاده از آن علیه سایر سازمانهای سیاسی با یکدیگر متفاوت اند. این تفاوتها نقش ویژه ای در تعیین شکل و سرنوشت جماعتهای سیاسی دارند. همهٔ ساختارهای سیاسی به یک اندازه «توسعه یابنده» نیستند، و همهٔ آنها درصدد بر نمی آیند قدرت خود را رو به بیرون توسعه دهند و نیروهایشان را برای کسب قدرت سیاسی و اعمال سلطه بر سرزمینها و جماعتهای دیگر، از طریق الحاق یا وابسته کردن آنها، بسیج کنند. بنابراین سازمانهای سیاسی هم،

در کتاب «هویت ما» مصاحبه ای از دکتر حسین کچویان درباره فمنیسم آمده است که به سه سوال آن می پردازیم:

آلکس توکویل، روند شکل گیری دولت_ملت را به عنوان یکی از فرآیندهای دوران مدرن در قرن ۱۹ می داند. وی نحوه شکل گیری دولت-ملت را مورد ارزیابی آسیب شناسانه قرار داده است. از منظر توکویل، میل به برابری انسان ها که ریشه در آرای متفکران عصر روشنگری در قرن ۱۸ اروپا دارد، فرد باوری در دوران مدرن را رونق داد.

صفحۀ 30 از 43اولین »...1020...2829303132...40...« آخرین