انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

شنبه ، ۳۰ دی ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

نقد گروه آموزشی جامعه شناسی

فراخوان نقد گروه آموزشی «جامعه شناسی»
لطفا انتقادات، پیشنهادات و درخواست های علمی-آموزشی خود را تا تاریخ ۱۳۹۳/۹/۹ به صورت مکتوب تحویل انجمن علمی جامعه شناسی دانشگاه تهران دهید. این مطالبات علمی پس از تنظیم در قالب بیانیه به پیوست طوماری در گردهمایی نقد، تسلیم مدیرگروه خواهد شد.

«اخلاق مفهومی است که در متن روابط اجتماعی خاص معنا پیدا می کند و قابل نقد و بررسی می شود. اخلاق، به تعبیری پدیده ای فردی و فرهنگی است. بر این اساس، در هر جامعه ای بر مبنای ارزش های تاریخی و برخی باورها و سنت های موروثی، بعضی رفتارها و کارها نیک به حساب می آیند و برخی دیگر نادرست و زشت. مثلا در جامعه ای گیاه خوار، خوردن گوشت حیوانات کاری غیر اخلاقی است و در جامعه ای دیگر، نوشیدن شراب. با این اوصاف، رعایت یا عدم رعایت «اخلاق» در چارچوب تعریف

Weber’s answer to the following question in his article of “Objectivity” in Social Science and Social Policy: what is the meaning and purpose of the scientific criticism of ideals and value-Judgments?

“All serious reflection about the ultimate elements of meaningful human conduct is oriented primarily in terms of the categories “end” and “means.” We desire something concretely either “for its own sake” or as a means of achieving something else which is more highly desired The question of the appropriateness of the means for achieving a given end IS undoubtedly accessible to scientific analysis Inasmuch as we are able to determine (within the present limits of our knowledge) which means for the achievement of a proposed end are appropriate or inappropriate, we can in this way estimate the chances of attaining a certain end by certain available means In this way we can indirectly criticize the setting of the end itself as practically meaningful (on the basis of the existing historical situation) or as meaningless with reference to existing conditions Furthermore, when the possibility of attaining a proposed end appears to exist, we can determine (naturally within the limits of our existing knowledge) the consequences which the application of the means to be used will produce in addition to the eventual attainment of the proposed end, as a result of the Interdependence of all events We Can then provide the acting person with the ability to weigh and compare the undesirable as over against the desirable consequences of his action. Thus, we can answer the question: what will the attainment of a desired end “cost” m terms of the predictable loss of other values? Since, in the vast majority of cases, every goal that is striven for does “cost” or can “cost” something in this sense, the weighing of the goal in terms of the incidental consequences of the action which realizes it cannot be omitted from the deliberation of persons who act with a sense of responsibility One of the most important functions of the technical criticism which we have been discussing thus far is to make this sort of analysis possible to apply the results of this analysis in the making of a decision, however, is not a task which science can undertake, It is rather the task of the acting, willing person’ he weighs and chooses from among the values involved according to his own conscience and his personal view of the world Science can make him realize that all action and naturally” according to the circumstances, inaction imply in their consequences the espousal of certain values – and herewith – what is today so willingly overlooked  the rejection of certain others. The act of choice itself is his own responsibility”.(Weber, 1949: 52-53)

Weber, Max (1949) The Methodology of the Social Science, Freely translated by Edward A. Shils and Henry A. Finch

ترجمه فارسی متن در ادامه مطلب

نارسایی تز مالکیت و کنترل با تجزیه و تحلیل اقتصاد سیاسی از تولیدات فرهنگی آشکارتر شد. این توسعه در اقتصاد سیاسی فرهنگ بخشی از چرخش فرهنگی وسیع در جامعه شناسی و پاسخی به آنچه به عنوان نخبه گرایی ایدئالیستیِ منتقدانِ فرهنگِ توده خوانده می شد، بود. فرهنگ گرا ها به درستی استدلال می کردند که تمرکز بر مطبوعات و رادیو و تلویزیون و در اشکالی آشکارتر بر اطلاعات سیاسی، بحث و ایدئولوژی باعث غفلت از بخش بیشتری از مصرف فرهنگی مردم – موسیقی، فیلم و به طور کلی سرگرمی در اشکال چاپی، سمعی و بصری – می شود و در نتیجه این اشکال فرهنگی ممکن است تحت هژمونی قرار بگیرند. کسانی که در داخل اقتصاد سیاسی درگیر تجزیه و تحلیل صنعتی سازی فرهنگ بودند از این جهت به طور کلی نقطۀ شروع خود را بازگشتی به نظریه مکتب فرانکفورت تحت عنوان «صنعت فرهنگ[۱]» قرار دادند. پتانسیل مخالف و تخیلی هنر به وسیلۀ صنعتی سازی فرهنگ نابود شد، که در تولید منجر به نابودی استقلال هنری هنرمندان با تبدیل آنان به کارگرِ فرهنگیِ صنعتی شدۀ مزدبگیر شد و در مصرف، با محدودیت فرصت های تفسیری، به عنوان نتیجۀ بازاریابی برنامه ریزی شده، محصولات فرهنگی به خودی خود تبدیل به تبلیغات شدند. استدلال شد که با وجود تنوع فرهنگی ظاهری و آزادی انتخاب، این فرایند منجر به همگنی محصولات فرهنگی می شود. صنعت فرهنگ به صنعت خودروسازی امریکا تشبیه شد که تکرار مصرف محصول ضروری نامتغیر به وسیلۀ کهنگی باطنی ویژگی های سطحی در حال تغییر تضمین شده است. مشکل با این تز به سرعت آشکار شد.

«آلکسی دو توکویل: بخش هایی از فرانسه مرکز این انقلاب شد که چشمگیر ترین پیشرفت را داشت. مروری بر سوابق باقیمانده از بخش قدیمی جزیره فرانسه نشان می دهد این بخش شامل مناطقی بود که در حومه پاریس قرار داشت، یعنی ناحیه ای که «نظم قدیم» به کلی و زود تر از همه از آن جا رخت بر بست. در آن زمان ، آزادی و رفاه دهقانان ساکن مناطق مزبور بیش از هر جای دیگر «کشورِ انتخابات» بود.

صفحۀ 2 از 712345...« آخرین