انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

چهارشنبه ، ۱ آذر ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

بوردیو در توصیف مفهوم «میدان» اینگونه می گوید: اندیشه در چهارچوب مفهوم میدان نیاز دارد به تغییر کل یک بینش نسبت به جهان اجتماعی که تنها به چیزهای مشهود تکیه می زند: این بینش باید نسبت به فرد بازگشت به واقعیت که نوعی سودمندی ایدئولوژیک بنیادین او را به ما پیوند می دهد، نسبت به گروه که ظاهراً تنها براساس روابط مقطعی یا پایدار صوری یا نهادینه شده میان اعضایش، تعریف می شود، و حتی نسبت به روابطی که به آن ها میان کنشی گفته می شود،

آرون مراحل سه گانه کنت را اینگونه توضیح می­دهد:«بنا به قانون مراحل سه گانه، جان بشری از سه مرحله متوالی عبور کرده است. جان بشر، در مرحله نخست نمودها را بدین سان تبیین می­کند که آنها را به موجودات و نیروهایی قابل قیاس با خود انسان نسبت می­دهند در مرحله­ی دوم، جان انسان به موجودیت­های مجرد چون طبیعت متوسل می­شود. در مرحله سوم، انسان به این اکتفا می­کند که نمود­ها را مشاهده کرده، بستگی­ های منظمی را که ممکن است خواه در لحظه­ا ی معین و خواه در طی زمان در بین آنها یافت می­شود تعیین کند. انسان در این مرحله از کشف علل پدیده­ ها چشم می­پوشد و به همین اکتفا می­کند که قوانین حاکم بر پدیده ها را بشناساند.

بخشی مصاحبه نشریه لوموند دیپلماتیک با پی یر بوردیو

* نشریه لوموند دیپلماتیک: این موضوع که آکادمی فرانسه تصمیم گرفته امسال مدال طلای خود را به شما اعطا کند، جماعت منکران (جامعه شناسی) را به شگفتی واداشته است. به چه جهت جامعه شناسی یک علم تلقی می شود؟ آیا چیزی به نام جامعه شناسی علم وجود دارد؟

«دو صورت از تناقضات مشخص کننده جامعه سرمایه داری، که در آثار علمی مارکس هم مشاهده می­ شوند، در کتاب بیانیه کمونیستی به چشم می خورند. صورت نخست، صورت تناقض نیروهای تولیدی با روابط تولیدی است یعنی ظاهرا هم روابط مالکیت و هم نحوه توزیع درآمدها، به همان آهنگ نیروهای تولیدی دگرگون نمی شوند. نظام سرمایه داری قادر است که بیش از پیش بر میزان تولید بیفزاید. لکن به رغم این افزایش ثروت ها، فقر همچنان نصیب بخش اعظم جامعه است.

کیویستو دیدگاه زیمل در رابطه با تمایز اجتماعی در دوره­های مختلف تاریخی را این گونه بیان می­کند: « زیمل مانند دورکهایم، به پدیده تمایز اجتماعی علاقه مند بود و برخلاف دورکهایم که بیشتر به تقسیم کار توجه می­کرد،به شیوه­های نفوذ تمایز اجتماعی در همه­ی جنبه­های روابط اجتماعی هر روزه علاقه­مند بود او می­گفت در جوامع نخستین، افراد هویت خود را از گروه می­گرفتند و از این رو، بسیار همگن بودند. در اروپای سده­های میانه به دلیل وجود نهاد­های میانجی مانند صنف­های حرفه­ای، که همچون حایلی میان فرد و جامعه عمل می­کردند، این وضع تغییر کرد.

صفحۀ 1 از 512345