انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

شنبه ، ۳۰ دی ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

بخشی مصاحبه نشریه لوموند دیپلماتیک با پی یر بوردیو

* نشریه لوموند دیپلماتیک: این موضوع که آکادمی فرانسه تصمیم گرفته امسال مدال طلای خود را به شما اعطا کند، جماعت منکران (جامعه شناسی) را به شگفتی واداشته است. به چه جهت جامعه شناسی یک علم تلقی می شود؟ آیا چیزی به نام جامعه شناسی علم وجود دارد؟

*پی یر بوردیو: جامعه شناسی ویژگی هایی دارد که بر اساس آن می توان این رشته را میان علوم جای داد: همچون دیگر علوم، جامعه شناسی می کوشد الگو ها و نظام هایی از فرضیات هماهنگ درست کند و آن ها را به ویژه از رهگذر مشاهده، تحقیق آماری و روش مقایسه ای با تجربه درگیر کند. جامعه شناسی معرفت، تخصصی است درون جامعه شناسی، اما از نظرگاه من بر هر تحلیل جامعه شناختی مقدم است: در واقع، جامعه شناسی از این حیث که موضوع آن واقیعتی است که خود او در آن غوطه ور است، جایگاه ویژه ای دارد. موقعیت متقابل متعلق به رشته ای چون ستاره شناسی به شرط آن که به اختر گویی باور نداشته باشد، در معرض عوارض موضوع مورد بررسی خود نیست و البته تاثیری هم از آن نمی پذیرد. اما ما درون و درگیر موضوع خود هستیم و این یکی از دلایل سوء ظنی است که متوجه جامعه شناسی بوده است. ما همواره از این حیث مورد سوءظن بوده ایم که در این علم از پیش فرض ها و پیش داوری هایی مایه گذاشته ایم که به موقعیت و موضع ما نسبت به آن وابسته است. به همین دلیل از نظر من، ضرورت تام دارد حوزه بحث را دنیایی بدانیم که درون آن درگیریم، نه دنیای اجتماع به طور کلی-و این به نسبت آسان است- خود دنیای علمی، زیرا به گمان من ریشه های اصلی «اعوجاجات» اگر اعوجاجی هست، یعنی منافع ناشی از تعلق به جهان علمی در اینجا قرار دارد.

باشلارد از روانکاوی روح علمی سخن می گفت. برای ما روانکاوی روح علمی، جامعه شناسی جهان علمی یا جامعه شناسیِ جامعه شناسی است. توقع تاملی از این دست ما را در موقعیت غریبی قرار می دهد: موقعیت علم علوم یا فرا علم. و این امری است که پاره ای کژتابی ها را توضیح می دهد، مواردی از این دست که به کدام معنا چنین ادعایی از دامن علوم بر میخیزد، و یا این علمی الکن است که می خواهد با تلقی علوم دیگر به عنوان موضوع خود به آن ها درس بدهد. البته من این گونه واکنش ها را به خوبی درک می کنم. گو این که دامنه این کژتابی ها چندان هم گسترده نیست. جامعه شناسی ادبیات واکنش هایی بسیار خشن تر از جامعه شناسی علم برانگیخت. به عنوان مثال، کار خود من همواره از سوی دانشمندان حمایت شده است. گاه در تاملات به ذهنم می رسد هنگامی که می خواهیم قدری از حقیقت این جهان را بیان کنم تنها تکیه گاهی که در اجتماع در اختیار ماست، مبنای خود را در همبستگی میان اهل علم پیدا می کند. شاید به این دلیل که هیچ کس حقیقتا به دنبال فهم حقیق دنیای اجتماع نیست. هیچ کس نفع چندانی در بارز شدن حقایق دنیای اجتماع ندارد. به ویژه و بداهتا لایه های مسلط اجتماع.

بوردیو، پی یر، (۱۳۹۰) نظریه کنش، ترجمه مرتضی مردیها ، تهران: انتشاراتنقش و نگار


برچسب ها

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.