انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

شنبه ، ۳۰ دی ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

کیویستو دیدگاه زیمل در رابطه با تمایز اجتماعی در دوره­های مختلف تاریخی را این گونه بیان می­کند: « زیمل مانند دورکهایم، به پدیده تمایز اجتماعی علاقه مند بود و برخلاف دورکهایم که بیشتر به تقسیم کار توجه می­کرد،به شیوه­های نفوذ تمایز اجتماعی در همه­ی جنبه­های روابط اجتماعی هر روزه علاقه­مند بود او می­گفت در جوامع نخستین، افراد هویت خود را از گروه می­گرفتند و از این رو، بسیار همگن بودند. در اروپای سده­های میانه به دلیل وجود نهاد­های میانجی مانند صنف­های حرفه­ای، که همچون حایلی میان فرد و جامعه عمل می­کردند، این وضع تغییر کرد. با وجود این، این امر بر حسب افراد گونان جامعه ناهمگنی بیشتری به وجود می­آورد اما حس هویت فرد هنوز تا اندازه زیادی با هویت­های خاص گروهی تعیین می­گردید.جهان مدرن این ارتباط را به گونه­ای قطعی تغییر داد.زیمل به استفاده از استعاره­های هندسی برای توصیف زندگی اجتماعی علاقه­مند بود و در این مورد اغلب درباره­ی وابستگی­های گروهی، یعنی محافل اجتماعی، سخن می­گفت.

برخلاف جهان پیشامدرن، جامعه مدرن به طور ذاتی کثرت­گرا است، به این معنا که افراد در نقطه­ی تقاطع محافل متعدد اجتماعی زندگی می­کنند هر یک از این محافل گوناگون بخشی از زمان، انرژی و تعهد فرد را اشغال می­کند و انواع گوناگون وابستگی­ها با وابستگی­های دیگر کم و بیش سازگارند. در این محیط، محافلی اجتماعی که فرد به اختیار خود برای مشارکت برمی­گزیند استقلال و انعطاف پذیری زیادی در گفت و گو درباره­ی الزامات گوناگون وفاداری به او میدهد­» (کیویستو، ۱۳۹۲: ۱۷۶-۱۷۵)

کیویستو، پیتر (۱۳۹۲) اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی

 


ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.