انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

شنبه ، ۳۰ دی ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

“A similar movement is going on before our own eyes. Modern bourgeois society with its relations of production, of exchange and of property, a society that has conjured up such gigantic means of production and of exchange, is like the sorcerer, who is no longer able to control the powers of the nether world whom he has called up by his spells. For many a decade past the history of industry and commerce is but the history of the revolt of modern productive forces against modern conditions of production, against the property relations that are the conditions for the existence of the bourgeoisie and of its rule. It is enough to mention the commercial aises that by their periodical return put on its trial, each time more threateningly, the existence of the entire bourgeois society. In these crises a great part not only of the existing products, but also of the previously created productive forces, are periodically destroyed. In these crises there breaks out an epidemic that, in all earlier epochs, would have seemed an absurdity — the epidemic of over-production.

Society suddenly finds itself put back into a state of momentary barbarism; it appears as if a famine, a universal war of devastation had cut off the supply of every means of subsistence; industry and commerce seem to be destroyed; and why? Because there is too much civilization, too much means of subsistence, too much industry, too much commerce. The productive forces at the disposal of society no longer tend to further the development of the conditions of bourgeois property; on the contrary, they have become too powerful for these conditions, by which they are fettered, and so soon as they overcome these fetters, they bring disorder into the whole of bourgeois society, endanger the existence of bourgeois property. The conditions of bourgeois society are too narrow to comprise the wealth created by them. And how does the bourgeoisie get over these crises? On the one hand by enforced destruction of a mass of productive forces; on the other, by the conquest of new markets, and by the more thorough exploitation of the old ones. That is to say, by paving the way for more extensive and more destructive crises, and by diminishing the means whereby crises are prevented.

The weapons with which the bourgeoisie felled feudalism to the ground are now turned against the bourgeoisie itself.”(Marx &  Engels,1970:38)

 

Marx, K., & Engels, F (1970) Manifesto of the Communist Party, translated by Samuel Moore

ترجمه فارسی متن فوق در ادامه مطلب

گذار از جامعه بورژوایی:

«اینک نهضتی مشابه در برابر چشمان خودمان در جریان است. جامعه جدید بورژوایی با مناسبات تولید، مبادله، و مالکیتش، یعنی جامعه ای که ابزار تولید و مبادله ی این چنین معظم خلق کرده است، به ساحره ای می ماند که قدرت هایی را به وسیله ی افسون هایش از زیر زمین فراخوانده که دیگر قادر نیست کنترل کند. تاریخ صنعت و تجارت، طی چندین دهه ی گذشته، چیزی نبوده است جز تاریخ قیام نیروهای مدرن تولید علیه شرایط مدرن تولید، یعنی علیه مناسبات مالکیتی که شرایط ادامه ی حیات بورژوایی و سیادت آن را تضمین کرده است. کافی است اشاره کنیم به بحران های تجاری که با بازگشت ادواری، هر بار تهدیدآمیزتر از پیش، موجودیت سراسر جامعه ی بورژوایی را به بوته ی آزمایش می گذارد. در این بحران ها نه تنها بخش عظیمی از محصولات موجود، بلکه، بخشی از نیروهای تولیدی که قبلا خلق شده اند به طور ادواری معدوم می شوند. در این بحران ها ناگهان مرض واگیرداری شیوع پیدا می کند که امکان شیوعش در اعصار قبل محال و غیرقابل تصور به نظر می آمد: یعنی مرض واگیردار اضافه تولید.

جامعه ناگهان خود را در یک ضع بازگشت آنی به بربریت می یابد. چنین به نظر می رسد که قحطی، یا یک جنگ خانمان سوز همه جاگیر، جریان تمام وسایل ادامه ی حیات را قطع کرده و انگار صنعت و تجارت منهدم شده است. و چرا؟ به دلیل آنکه جامعه دچار وجود تمدن زیادی، وسایل امرار معاش، صنعت زیادی و نیز دچار وجود تجارت زیادی شده است. نیروهای تولیدی، که در اختیار جامعه است، دیگر نمی تواند برای رشد شرایط مالکیت بورژوایی بکار آید: بلکه برعکس، آن نیروها برای این شرایط بیش از حد قدرتمند شده اند. شرایط مالکیت بورژوایی، نیروهای تولیدی را به زنجیر کشانده اند و همین که آن نیروها این زنجیر را پاره کنند، سراسر جامعه ی بورژوایی دچار آشفتگی می شود و موجودیت مالکیت بورژوایی به خطر می افتد. شرایط جامعه ی بورژوایی محدودتر از آن است که ثروت تولیدی و از سوی دیگر با تسخیر بازارهای جدید و استثمار هرچه بیشتر و کامل تر بازارهای قدیمی: یعنی، با هموارکردن راه برای بحران های گسترده تر و مخرب تر و با کاهش وسایلی که با آن ها می توان جلوی بحران را گرفت.

همان سلاح ها، که بورژوایی به وسیله ی آن ها فئودالیسم را سرنگون کرد، اکنون علیه خود بورژوایی دست به کار شده اند.» (مارکس و انگلس،۱۳۹۲: ۴۵و۴۴)

مارکس،کارل،انگلس،فردریک (۱۳۹۲) مانیفست کمونیست،ترجمه مسعود صابری، تهران: نشر طلایه پرسو


ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.