انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

دوشنبه ، ۳ مهر ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

« تمایز پدیده عادی از پدیده ی بیمارگون که در فصل ۳ قواعد روش جامعه شناسی بسط یافته است، در اندیشه دورکیم نقش مهمی بازی می کند. به عقیده من، این تمایز تا پایان حرفه ی علمی دورکیم همچنان بنیاد اندیشه او را تشکیل می دهد، هرچند که وی در آخرین دوره ی کار خویش، یعنی در دوره ی مصادف با نگارش صور بنیانی حیات دینی دیگر چندان از آن بهره نگرفته است.

اهمیت این تمایز ناشی از نیات اصلاح طلبانه ی دورکیم است. هرچند دورکیم مصمم است که یک دانشمند محض باقی بماند لکن این تصمیم مانع از تصدیق این قضیه نیست که به عقیده او جامعه شناسی اگر به نتایجی که مایه ی بهبود وضع جاعه شوند نینجامد شایسته ی یک ساعت زحمت هم نیست. وی امیدوار بود که بتواند بر اساس مطالعه ی عینی و علمی نمودها، شوراهای اجرایی تشکیل دهد. تمایز پدیده ی عادی از پدیده ی بیمارگون، درست یکی از واسطه های لازم میان مشاهده ی پدیده ها و صدور دستورالعمل است. اگر پدیده ای عادی باشد، دیگر جای آن ندارد که برای از بین بردن آن اقدام کنیم، حتی اگر اخلاقا با معتقدات ما برخورد داشته باشد: در عوض، اگر پدیده ای بیمارگون باشد، دلایل علمی کافی برای طرح برنامه های اصلاحی خواهیم داشت.»(آرون،۱۳۹۰: ۴۱۷)

آرون، ریمون (۱۳۹۰)، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی


ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.