انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

شنبه ، ۳۰ دی ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

نقش زن در جامعه امروز ایران، دستخوش تغییر و تحول شدید شده است. این نقش از یک سو متأثر از دیدگاه سنتی نسبت به زن است که ریشه در اعماق تاریخ دارد و از طرف دیگر تحت تأثیر دیدگاه تجدد­طلبی واقع است که خواستار تساوی مطلق با مردان، ایفای نقش اجتماعی گسترده در جامعه و… است. در واقع نقش زن در جامعه کنونی

ایران در یک وضعیت انتقال از سنت به تجدد قرار گرفته است. زن در این تعریف از یک طرف به مظاهر زندگی در دنیای ماشینی مثل اشتغال در بیرون از خانه، تحصیلات عالی و… تمایل دارد و از طرف دیگر طالب حفظ و حتی غنای مزیت های گذشته مثل احساس محبت متقابل خانوادگی، پایداری ازدواج و سلامت روابط زناشویی است. او همراه با تحولات فرهنگ و دگرگونی­های عرصه اقتصادی و پی­آمدهای آن­ به گسترش روابط اجتماعی خود و در نتیجه تکثر منابع هویت سازی و آگاهی خویش کمک کرده است. لیکن این امر در نهایت باعث تضعیف مشروعیت نقش زنان تحصیل کرده و شاغل در خانواده شده است. در واقع تحولات ساختاری روی داده در عرصه هایی مثل اشتغال، تحصیلات عالیه، تولید و ارتباطات بر نقش­های اجتماعی زنان تأثیر فوق العاده گذاشته است. به­ویژه افزایش تحصیلات و اشتغال در میان زنان از سویی سبب کاهش مطلوبیت الگوی زن سنتی با همه جاذبه ها و دافعه هایش می­شود و از سوی دیگر سبب دشواری در هماهنگ کردن مزایای نقش­های جدید با منافع نقش های سنتی می­گردد و در مجموع به نوعی بحران هویتی منتهی می­شود. در گذشته زن ایرانی می­دانست که چه سرنوشتی در انتظارش است. آرمان زندگی زن عمدتاً در خانواده خلاصه می شد. موفقیت یک زندگی خانوادگی که اساسا با بزرگ کردن فرزندان پیوند خورده بود مطلوب هر دختر دم بختی بود. اما امروزه همین زن علاوه بر حفظ و پایبندی به فرهنگ و سنت برخواسته از آن نمی­تواند در چارچوب سرنوشتی که به واسطه آن نقش هایش از پیش تعیین شده است، به صورت صرف زندگی کند. به عبارت دیگر، زنان جامعه ما عمدتا به دنبال جمع کردن مزایای مثبت هر دو دیدگاه سنتی و تجدد­طلب و انتقال از وضع سنتی به وضع جدید هستند.

اما معضل بزرگ و قابل توجه این است که نقش زنان در گیر و دار این دو دیدگاه، تثبیت نشده و ناپایدار باقی مانده است. این ناپایداری از یک جهت ناشی از عدم وجود مبنای نظری مستحکم برای نقش زنان در جامعه ایران و از سوی دیگر معلول فراهم نبودن ساختارها و فرایندهای تسهیل کننده است. مبنایی نظری که به­قدر لازم مدرن باشد تا نیازهای عصر جدید را پاسخ بگوید و از شکوفایی استعدادهای فراوان دختران این سرزمین از طریق افزایش آگاهی ها و توانمندی ها حمایت کند و اثر بخشی اجتماعی آنان را به عنوان نیمی از ظرفیت جامعه تأمین نماید. در عین حال به­قدر کافی با ریشه های اعتقادی و فرهنگی ملی پیوند داشته باشد تا موجب از خود بیگانگی و سرگشتگی نشود و تفاوت ملتی با هفت هزار سال سابقه تمدنی و بیش از هزار سال سابقه فکری و فرهنگی و دینی را با دیگران پاس بدارد و از آن غفلت نکند.

لازمه شکل­گیری مبنای نظری مشخص برای تبیین نقش زن ایرانی توجه به هویت او است. هویت مقدم بر نقش اجتماعی و زیر بنای آن است. اما هویت اجتماعی توسط خود افراد در جامعه شکل می­گیرد. باید به این واقعیت پی برد که هویت زنان جامعه ما چیزی نیست که در نتیجه اقتباس از جوامع دیگر تثبیت گردد. بلکه باید توسط خود آنان آفریده شود. خوشبختانه زنان ایرانی در شرایط حاضر درصدد باز تعریف هویت اجتماعی خود در جامعه کنونی خویش هستند و می­خواهند هویتی جامع­تر کسب نمایند. از این رو مسائل هویتی برای آنان بیش از پیش اهمیت یافته است. مساله مهم این است که زنان چگونه می­توانند با استفاده از باز تعریف هویت زن ایرانی به آفرینش دیدگاه جدیدی در باره نقش های خود کمک کنند به­طوری­که تضادی میان آن­ها مشاهده نشود. به عبارت دقیق­تر فرآیند آگاهی یافتن زن از خود و جامعه و فرهنگ و تاریخش تا چه حد می­تواند زندگی وی را بر پایه هویتی جامع تغییر دهد؟

هویت تجزیه بردار نیست. هویت هر کس واقعیتی یکپارچه و واحد است که تنها در مرحله شناخت و بیان، به انواع انسانی و جنسیتی و شغلی و غیره تجزیه می­گردد. درک این نکته گامی در جهت حل تضاد نقش­های مطلوب زن ایرانی و هماهنگی آن­ها می­تواند باشد. با این نگاه نقش مادری و همسری و نقش اجتماعی زن ایرانی دو روی یک سکه است. زن یا مردی که نتواند نقش موفقی در مهمترین و دیرپاترین اجتماع انسانی پیرامون خود یعنی خانواده ایفا کند به سختی از عهده ایفای نقش مطلوب در اجتماعات دیگر برخواهد آمد. از طرف دیگر زنی که از طریق آموزش و مشارکت اجتماعی به مراحل لازمی از رشد و تعالی نرسیده باشد مادر و مربی خوبی نخواهد بود. لازم نیست هیچ یک از نقش­های مطلوب زن، قربانی دیگری شود به شرط آن که علاوه بر قبول این دیدگاه جامع، ساختارها و فرایند های مناسب برای ایفای هماهنگ این نقش ها نیز بیش از پیش فراهم گردد. در سال­های اخیر اقدام های چندی در این جهت در جامعه ما صورت گرفته است که باید ادامه یابد. اما به نظر می رسد پیدایش دیدگاه هویتی جامع با تاخیر مواجه است.

نویسنده: مریم واعظ

 


ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.