انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

دوشنبه ، ۳ مهر ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

Rules for the Distinction of the Normal from the Pathological:

“Its devotees were certainly too rationalist to agree that human conduct did not require the guidance of reflective thought. Yet they saw in the phenomena, considered by themselves independently of any subjective data, nothing to justify their classifying them according to their practical value. It therefore seemed that the sole means of judging them was to relate them to some overriding concept. Hence · the use of notions to govern the collation of facts, rather than deriving notions from them, became indispensable for any rational sociology.” (Durkheim:1982,86)

“The common weakness in these definitions is the attempt to reach prematurely the essence of phenomena. Thus they assume that propositions have already been demonstrated which, whether true or .false, can only be proved when the progress of science is sufficiently advanced. This is nevertheless a case where we should conform to the rule already established. Instead of claiming to determine at the outset the relationship of the normal state, and the contrary state, to the vital forces, we should simply look for some immediately perceptible outward sign, but an objective one, to enable us to distinguish these two orders of facts from each other.” (Durkheim:1982,91)

“The only normal type extant at the time and grounded in the facts is one that relates to the past but \ no longer corresponds to the new conditions of existence. A fact can therefore persist through a whole species but no longer correspond to the requirements of the situation. It therefore has only the appearance of normality, and the generality it displays is deceptive; persisting only through the force of blind habit, it is no longer the sign that the phenomenon observed is closely linked to the general conditions of collective existence.” (Durkheim:1982,94-95)

Durkheim, Emile (1982) The Rules Of Sociological Method, freely translated by W. D. Hall

ترجمه فارسی متن در ادامه مطلب

قواعد تشخیص وقایع بهنجار از نابهنجار:

« وقتی پدیده ها را آنچنان که هستند و مستقل از هر معلوم ذهنی در نظر بگیریم در آنها چیزی نمی بینیم که به یاری آن بتوان آنها را برحسب ارزش عملیشان طبقه بندی کرد. بنابراین، به نظر رسید که تنها وسیله ی حکم درباره ی پدیده ها این باشد که پدیده های مذکور را به مفهومی کلی که بر آنها حاکم است مربوط کنیم. از این پس در جامعه شناسی عقلی، به کار بردن مفاهیمی لازم می آید که برای عنوان دادن به وقایع ضروری است نه اینکه از این وقایع مشتق شده باشد.» (دورکیم،۱۳۸۷: ۶۸)

 

« بیائید به جای این ادعا که ما می توانیم از همان آغاز کار روابط میان حالت بهنجار و عکس آن را با نیروهای حیاتی تعیین کنیم، تنها نشانه ای خارجی و مستقیما قابل درک ولی عینی را پیدا کنیم تا به مدد آن بتوانیم این دو دسته از امور را از هما بازشناسیم.» (همان:۷۳)

 

« تنها نمونه ی بهنجاری که در حال حاضر تحقق یافته و در وقایع دیده می شود نمونه متعلق به گذشته است: با اینهمه، با شرایط جدید هستی ارتباطی ندارد. باری، ممکن است واقعه ای در سراسر نوعی برجا مانده باشد ولی در برآوردن تقاضاهای وضع موجود مفید نباشد. بدیهی است که در این صورت تنها ظاهرا حالت بهنجار دارد زیرا عمومیتی که از خود نشان می دهد چیزی جز ظاهر فریبنده و دروغین نیست. یعنی چون تنها بر اثر نیروی کور عادت بجا مانده پس نشانه این نیست که پدیده ی مشهود کاملا با شرایط عمومی هستی جمعی مربوط است.» (همان:۷۸)

دورکیم، امیل ( ۱۳۸۷ ) قواعد روش جامعه شناسی، ترجمه علیمحمد کاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران


ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.