انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

دوشنبه ، ۳ مهر ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

«کنش عقلانی معطوف به هدف تقریبا مترادف همان کنش منطقی پارتو است. این نوع کنش، کنش مهندسی است که پلی را می سازد، کنش سوداگری است که درصدد کسب منفعت است، و کنش سرداری است که پیروزی را از آن خود می کند. در تمامی این موارد، کنش عقلانی معطوف به هدف، بر این اساس تعریف می شود که فاعل کنش هدفی روشن را در نظر دارد و همه وسایل را برای رسیدن به آن با هم به کار می گیرد. با این همه، وبر، مانند پارتو، آشکارا نمی گوید که کنشی که فاعل آن به دلیل نادرستی شناخت هایش وسایلی نامتناسب را به کار می گیرد، کنش غیرعقلانی است. به عبارت دیگر، عقلانی بودن نسبت به هدف، بیشتر به تبع شناختهای فاعل کنش تعریف شده است تا به تبع شناخت های ناظر کنش. اگر چنین نمی بود، تعریف وبر با تعریف پارتو تفاوتی نمی کرد.

نمونه ی کنش عقلانی معطوف به ارزش، کنش لاسال، سوسیالیست آلمانی، است که خود را در پیکار تن به تن به کشتن داد. یا کنش ناخدایی است که همراه با کشتی اش به غرق شدن در دریا تن در می دهد. عقلانی بودن این کنش از آن جهت نیست که می خواهد به هدفی معین و خارجی برسد، بل از آن جهت است که تن به ستیز ندادن یا کشتی در حال غرق شدن را رها کردن نشانه ی افتخار تلقی نمی شود. بنابراین فاعل کنش، با پذیرش خطرها، به نحوی عقلانی رفتار می کند نه برای آنکه به نتیجه ای برون ذاتی نسبت به اقدام خویش دست یابد بل برای آنکه به تصوری که خود وی از افتخار دارد وفادار بماند.

آن کنشی که به طور بیواسطه ناشی از حال وجدانی است یا خلق فاعل است، در نزد وبر، کنش انفعالی نامیده می شود. مانند سیلی ای که مادر، به دلیل غیرقابل تحمل بودن رفتار فرزند، به گوش وی می نوازد، یا مشتی که یکی از بازیگران، در ضمن بازی فوتبال، به دلیل از دست دادن تسلط خویش بر اعصابش به بازیگری دیگر می زند. در تمامی این موارد، هدف یا سیستمی از ارزش ها، مبنای تعریف کنش نیست، بلکه کنش در واقع عبارت از واکنشی عاطفی که فاعل کنش در اوضاع و احوالی معین نشان می دهد.

بالاخره، کنش سنتی کنشی است که از عادت ها، عرف یا باورهایی که طبیعت ثانوی فاعل را تشکیل می دهند برمی خیزد. فاعل کنش، برای عمل سنتی خویش، نیازی به تصور یک هدف، یا درک یک ارزش، یا احساس یک عاطفه ندارد، بل فقط به انگیزه ی بازتابهائی که بر اثر ممارستهای طولانی در او ریشه دوانیده اند عمل می کند.»(آرون،۱۳۹۰: ۵۶۷-۵۶۶)

آرون، ریمون (۱۳۹۰) مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی


ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.