انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

محفل فکری دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

دوشنبه ، ۳ مهر ۱۳۹۶
معرفی برنامه‌ها
صوت برنامه‌ها
آرشیو
نشریه سره
آرشیو

Weber in his article of ” Objective Possibility and Adequate Causation in Historical Explanation” says:

What, then, is meant when we speak of a number of “possibilities” between which those contests are said to have “decided”? 

“It involves first the production of -let us say It calmly -“imaginative constructs” by the disregarding of one or more of those elements of “reality” which are actually present, and by the mental construction of a course of events which is altered through modification in one or more conditions.” Even the first step towards an historical Judgment is thus – this IS to be emphasized – a process of abstraction. This process proceeds through the analysis and mental isolation of the components of the directly given data – which are to be taken as a complex of possible causal relations – and should culminate in a synthesis of the “real” causal complex: Even this first step thus transforms the given “reality” into a “mental construct” in order to make It into an historical fact I In Goethe’s words, “theory” is involved in the “fact”.

If now one examines these “Judgments of possibility”- ie, the propositions regarding what “would” happen in the event of the exclusion or modification of certain conditions – somewhat more closely and inquires: how are we really to arrive at them – there can be no doubt that it is a matter of isolation and generalizations .This means that we so decompose the “given” into “components” that every one of them is fitted into an “empirical role” hence, that It can be determined what effect each of them, with others present as “conditions,” “could be expected” to have, in accordance with an empirical rule.” (Weber, 1949:173-174)

Weber, Max (1949) The Methodology of the Social Science, Freely translated by Edward A. Shils and Henry A. Finch

ترجمه ی فارسی متن در ادامه مطلب

وبر در مقاله ی ” امکان عینی و علیت کافی در تبیین وقایع تاریخی” می نویسد:

« منظور ما از این سخن چیست که می گوییم چندین “امکان” وجود داشته است که آن جنگ ها یکی از آن ها را “تعیین” کرده اند؟ منظور ما نخست تولید- اجازه دهید خونسردانه بگوییم- “برساخته های تخیلی” با ندیده گرفتن یک یا چند عنصر از “واقعیت” است که در عمل حضور دارند، و همچنین برساختن ذهنی جریانی از وقایع که از رهگذر جرح و تعدیل یک یا چند “وضعیت”، دگرگون می شوند. بنابراین حتی اولین گام به سوی یک قضاوت تاریخی، فرایندی از انتزاع است. این فرآیند از رهگذر تحلیل و تجربه ی ذهنی مولفه هایی از داده های مستقیما معلوم پیش می رود که باید به عنوان مجموعه ای از روابط علی ممکن فرض شوند و در نهایت این فرآیند باید در ترکیب و تالیفی از مجموعه ی علی “واقعی” به اوج خود برسد. بنابراین، حتی همین گام اول نیز “واقعیت” معلوم را به صورت “برساخته های ذهنی” تغییر شکل می دهد تا آن را به واقعیتی تاریخی تبدیل کند. به قول گوته، “نظریه” در “امر واقع” مستتر است.

اکنون اگر کسی اینگونه “قضاوت ها درباره ی امکان” ر –یعنی گزاره هایی درباره ی حوادثی که در صورت حذف یا تعدیل شرایط خاصی “رخ می داد”- از نزدیکتر ببرسی کند و درباره این سوال کندوکاو کند که: ما چگونه به این قضاوت ها می رسیم، شکی نیست که درمیابد این کار نوعی انتزاع و تعمیم است. این بدان معناست که ما واقعیت “معلوم” را چنان به ”مولفه ها”ی آن تجزیه می کنیم که هر یک از آنها با یک “قاعده ی تجربی” سازگار می شود: بدین ترتیب می توان تعیین کرد که چه معلولی از هر کدام از مولفه های مذکور، بر اساس یک قاعده ی تجربی و در حضور مولفه های دیگری که در حکم “شرایط” هستند، “انتظار می روند”.»(وبر،۱۳۸۲: ۲۵۳-۲۵۲)

وبر، ماکس (۱۳۸۲) روش شناسی علوم اجتماعی، ترجمه حسن چاوشیان، تهرن: نشر مرکز


ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.